دكتر عقيقى بخشايشي
1441
چهارده نور پاك ( فارسي )
مى زد و اين كار را روز به روز توسعه مى داد . يكى از محققين عاليقدر اسلامى در اين باره مى گويد : " كار تغيير و تفسير قوانين اسلامى ، به جايى كشيده شده بود كه سازمانهايى كه به نام حكومت اسلامى ناميده مى گشتند و طبعا مسئول اجراى امور اسلامى بودند ، با حفظ اين عنوان ، هيچ گونه مسئوليتى نسبت به اجراى قوانين اسلامى ، احساس نمى كردند " ، " پيداست قوانين و مقرراتى كه ضامن اجراى متعهد و مسئولى نداشته باشد عادتا به كجا منتهى خواهد شد " . ( 1 ) برخورد امام ( عليه السلام ) با گردانندگان دستگاه خلافت در اين گونه موارد تغيير قانون ، به ظهور مى پيوست با چون امام كه مسئول اجراى صحيح دستورات اسلام و متعهد به انجام رسالت و پيام واقعى پيامبران الهى بود ، نمى توانست در مواجهه با اين تضادها و اختلافها عكس العملى از خود نشان ندهد ؟ عكس العملها و مخالفتهاى امام ، در بين مردم بازتاب وسيعى پيدا مى كرد و در ميان مردم انتشار مى يافت و گاهى باعث ايذاء و ناراحتى خود و پيروان صميمى او ، مى گشت . درست است كه مأمون ، خليفهء انديشمند عباسى ، محض حفظ ظاهر و رعايت حيثيت عمومى اسلامى هم كه بود از اظهار مخالفت علنى و ابراز عداوت ، خوددارى مى كرد ولى در باطن امر ، كينه در دل مى گرفت و هميشه مشغول طرح نقشه و دسيسه بود از اينرو در تاريخ مى خوانيم كه مدت عمر آن امام مجاهد ومبارز بسيار كوتاه بوده ، و در بيست و پنجمين بهار زندگى خود ، در اثر سم ستمگران به شهادت نائل آمده است و اين امر مى رساند كه كنترل و مراقبت و كارشكنى ، بسيار شديدتر وكامل تر اجرا مى شده است . معارضه با حديث سازى و كژروى دوران زندگى امام ( عليه السلام ) مرحلهء اوج پيشرفت بنى عباس بود و حكومت آن خاندان مستحكم تر شده بود وآثار و يادگارهاى بنى اميه از ميان ، رخت مى بست از اين رو برخى از روزنامه نگاران و وقايع پردازان و چاپلوسان از زبان اخبار و احاديث ، شروع به جعل حديث
--> 1 . علامهء طباطبايى خلاصهء تعاليم اسلام ص 126 .